[10/19/2017 09:48:53 ب.ظ] [۱۳۹۶ پنج شنبه ۲۷ مهر] [عضويت در پورتال] [ورود مديران]
Skip Navigation Links

                                                   گفتگوی خبرگزاری فارس با دکتر متولیان

                                      دویست و بیست هزار کشته حاصل یک دهه رانندگی ما

دکترابراهیم متولیان در گفت و گو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس افزود: تروما شامل هر نوع آسیب جسمی و روانی به انسان می شود که به علت یک نیروی خارجی فرد تحمیل می‌شود و شامل همه انواع حوادث اعم از تصادفات رانندگی، حوادث طبیعی، سقوط و حوادث منجر به آسیبهای روانی می شود.

وی ادامه داد: متأسفانه یکی از ضعفهای کشور ما این است که ما نظام ثبت حوادث و تروما در کشور نداریم و به همین علت آمار دقیقی از میزان خسارات انسانی شامل مرگ و میر ناشی از این حوادث در اختیار نداریم و فقط آمار تصادفات رانندگی تا حدی با همکاری دستگاههای مسئول ثبت می شود.

دبیر اجرایی قطب علمی آموزشی تروما افزود: آمارها نشان می‌دهد که تروما دومین علت مرگ و میر ایرانیان بعد از بیماریهای قلبی و عروقی است و سرطان در رتبه سوم قرار دارد.

وی گفت: طی 10 سال گذشته فقط 220 هزار نفر بر اثر تصادفات رانندگی در کشور جان خود را از دست داده‌اند و بیش از 2 میلیون نفر نیز در این حوادث مجروح شده‌اند و این تنها بخشی از آمار مرگ و میر ناشی از انواع تروماهاست که در کشور رخ می‌دهد.

قائم مقام رئیس دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله ادامه داد: حوادث ترافیکی به عوامل مختلفی از جمله خطای انسانی، ایمن نبودن راه و جاده و نقص فنی خودرو مرتبط می شود.

وی گفت: در کشورهای پیشرفته برای کاهش میزان تلفات ناشی از تروما علاوه بر توجه به این عوامل و کاهش برای درمان به موقع خسارت دیدگان مراکز تروما یا تروما سنتر ایجاد می‌کنند که به تمام امکانات لازم برای درمان حادثه دیدگان و امکانات نشست هواپیما و هلی کوپتر مجهز است.

متولیان گفت: در آمریکا تقریباً در هر ایالتی یک مرکز تروما وجود دارد اما در کشور ما هنوز حتی یک تروما سنتر کامل نداریم، البته مراکزی شبیه تروما سنتر در شیراز، گیلان و تهران در حال ساخت است اما مرکز تروما سنتر کامل محسوب نمی شوند.

دبیر اجرایی قطب علمی آموزشی تروما ادامه داد: آمار انجمن جراحان عمومی کشور نشان می دهد، تروما و حوادث در کشور سالانه 12 هزار میلیارد تومان خسارت به بار می آورد.

وی گفت: وزارت بهداشت برخی از دانشگاههای علوم پزشکی را با توجه به توان علمی، تجارت و سوابقی که دارند به عنوان قطب یک رشته علمی معرفی می‌کند به عنوان مثال دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به عنوان قطب غدد کشور معرفی شده است بر همین اساس دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله به عنوان قطب ترومای کشور از سوی وزارت بهداشت تعیین و معرفی شده است.

متولیان افزود: یکی از علل این انتخاب داشتن تجارب قوی سپاه در دوران دفاع مقدس در امر درمان و رسیدگی به مجروحان و توان علمی و تجربه بالای این دانشگاه در این زمینه است.

متولیان گفت: بر این اساس قرار است اولین کنگره ملی تروما در ایران در روزهای  24 تا 26 دی توسط این دانشگاه به عنوان قطب علمی آموزشی تروما برگزار شود که البته در برگزاری این کنگره 30 نفر از استادان برجسته این حوزه همکاری دارند.

وی گفت: این کنگره شامل 8 محور اصلی است که عبارتند از پیشگیری از بروز تروما و بررسی مدل کشورهای موفق در این حوزه، درمان تروما و ایجاد تروما سنتر، آسیبهای روانی ناشی از تروما، آموزش و پژوهش در حوزه تروما، پزشکی قانونی و تروما، مدیریت تروما، آمار و ایپدمیولوژی تروما و توانبخشی آسیب دیدگان تروما.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930804000870


 

گفتگویی صمیمانه و خواندنی  دکتر سید مسعود خاتمی با نشریه آرمان گرا

شهید رهنمون بسیار دغدغه داشت!

مهدی عجم ،حسین کاردان ، علی مهتدی

اشاره :

سردار سرتیپ پاسدار دکتر سید مسعود خاتمی را باید براستی از السابقون بهداری سپاه و دفاع مقدس دانست ، دکتر با کوله باری از تجربه و علم از فرماندهی سپاه استان فارس تا مسئولیت بهداری سپاه و بهداشت و درمان بنیاد جانبازان گرفته تا موسس و اولین رئیس دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج) و ریاست جمعیت هلال احمر ، امروزه در کسوت ریاست قطب علمی آموزشی تروما و مدیریت گروه جراحی دانشکده پزشکی به تلاش و کوشش علمی و پژوهشی مشغول است ، گفتگویی گه فراروی شماست بخش اول گفتگوی مفصل ما را با دکتر در پی دارد

**

بخش اول گفتگویی که با حضرتعالی خواهیم داشت بیشتر روی دوران جوانی و به خصوص زندگی دانشجویی شما متمرکز است  چه قبل از انقلاب چه اوایل انقلاب که با انقلاب و سپاه و بهداری رزمی و جنگ پیوند خورده است ، چون مخاطب اصلی مجله عموما دانشجویان هستند بیشتر می خواهیم از زندگی دانشجویی شما پرس و جو داشته باشیم ابتدا بفرمایید  متولد چه سالی، کجا و در چه شهری هستید؟

من متولد خرداد ماه 1332 در ده قوجان که از توابع شهرستان خوانسار در استان اصفهان است می باشم تحصیلات ابتدایی شش کلاس اول دبستان را مطابق ضوابط آن روز در روستا بودم ، برای شروع دوره دبیرستان کلاس هفتم باید به شهر خوانسار که حدود 7-6 کیلومتر با ده فاصله داشت می رفتم به دلیل مشکلات از جمله مشکلات مالی یک سال را ترک تحصیل کرده و نتوانستم دبیرستان بروم.

 سال بعد دبیرستان را در همان شهر خوانسار شروع کردم و کلاس هفتم و هشتم را در آنجا بودم کلاس نهم دبیرستان را در شهرستان شاهین دژ (آذربایجان غربی) ادامه دادم و سه سال آخر دبیرستان یعنی کلاس نهم و دهم و یازدهم و دوازدهم را در تهران به پایان رساندم. در سال 1351 دیپلم ریاضی گرفتم در آن زمان با دیپلم ریاضی هم می شد به رشته پزشکی ادامه داد ، سال 1351 در دانشگاه شیراز مرسوم به دانشگاه پهلوی قبول شدم و دوره هشت ساله پزشکی را در شیراز ادامه دادم.

فضای دانشگاه شیراز فضای خاصی اولاً این دانشگاه از نظر کیفیت آموزش در رشته پزشکی وضعیت بالایی داشت امکانات آموزشی خیلی خوبی داشت و با دانشگاه های وارد آمریکا ارتباط علمی داشت رئیس دانشگاه در آن روز دکتر فرهنگ مهر یکی از مهره های حساس رژیم طاغوت بود  و ریاست دانشکده پزشکی را آقای دکتر سید حسین نصر متخصص داخلی به عهده داشت وی برادر دکتر سید حسن نصر معروف بود درصد بالایی از دانشجویان عمدتاً دنبال درس و مشق بودند- دانشگاه کلاً به زبان انگلیسی تدریس می کرد تعداد زیادی دانشجوی خارجی در اکثر رشته ها بخصوص رشته پزشکی مشغول تحصیل بودند و خلاصه خیلی سخت گیر بودند. اگر دانشجویی نمره مطلوب نمی گرفت پس از اخطارهای لازم به راحتی اخراج می کردند.

عده کمی شاید خیلی کمتر از ده درصد فعالیت سیاسی داشتند- آنهم عمدتاً دو رشته بودند یکی گروه های مذهبی و دوم کمونیست ها وجه مشترک این دو گروه مبارزه با رژیم طاغوت بود- کمونیست ها با اصطلاحاً چپ ها در چهارچوب عقاید خودشان فعالیت می کردند و به تشکیلات خودشان ارتباط داشتند- پشتوانه علمی دانشجویان مذهبی در آن زمان یکی افکار و اندیشه های استاد شهید مطهری (ره) بود که از نظراتش استفاده می کردند در همان زمان یکبار از شهید مطهری دعوت کردند، ایشان چند سخنرانی در دانشکده ادبیات داشتند استقبال خوبی از سخنرانی ایشان شد موضوع دیگر اندیشه های دکتر شریعتی (ره) بود.

وقتی اندیشه های پر شور دکتر شریعتی در بین دانشجویان و دانشگاهیان مطرح شد اکثریت افراد مذهبی دانشگاهی به او گرایش پیدا کردند- مطالب ایشان با روحیه جوانان و دانشجویان همخوانی داشت مرحوم دکتر شریعتی از نظریک استاد دانشگاه مطالب اسلامی را با قلم و زبان بسیار شیوا و جذاب مطرح می کرد و البته به همین دلیل خیلی طرفدار داشت. دانشگاهیان هم که کمونیست بودند- اصطلاحاً چپی ها- در چارچوب اندیشه های ماتریالیستی خودشان مطالعه میکردند و بعضاً شدیداً از مواضع خود دفاع می کردند ولی در هر صورت وجه مشترک و ظاهری آنها با مذهبی ها مبارزه با رژیم شاه بود.

عده ای دانشجویان مذهبی در عین حال با روحانیت هم ارتباط داشتند و همین ارتباط باعث حفظ آنها از مسیر انحرافی بود. با اوج گرفتن انقلاب به رهبری امام(ره) فضای دانشگاه هم به تبع جامعه فضای پرشور و انقلابی شد. البته معمولا دانشجویان فنی در همه دانشگاه های کشور بیشتر انقلابی بودند و مبارزه می کردند. دانشجویان پزشکی حال و هوای آنها را نداشتند. امام(ره) همه اقشار مردم را حول محور اسلام دعوت به مبارزه میکرد و واقعاً رمز پیروزی هم همین بود. یعنی ما می دیدیم ، در اجرای فراخوان امام برای یک حرکت بازاری ها می آمدند، روحانیون عمدتاً مدیریت میکردند، فرهنگی ها حضور داشتند و حتی افراد نظامی. آنها که دغدغه دین داشتند فرمان امام را لبیک گفتند تا اینکه انقلاب پیروز شد. با پیروزی انقلاب اسلامی کم کم بین همین نیروهای مذهبی انشقاق رخ داد. عده ای طرفدار مجاهدین خلق شدند. عده ای جزء جنبش مسلمانان مبارز حتی عده ای کلاً از همه چیز دست کشیدند و البته عده ای هم بخصوص آنهایی که با روحانیت مرتبط بودند جریان خط امام را دقیقاً دنبال کردند و بعد از پیروزی انقلاب برای استقرار انقلاب وارد میدان شدند. متاسفانه بعضی از همان مبارزان قبل از انقلاب به دلیل گرایش به تفکرات التقاطی به انحراف رفته و بعضاً حتی اسلحه به دست گرفتند و در مقابل امام و مردم مسلمان ایستادند.

شیراز یک حال و هوای خاصی قبل از انقلاب داشت. تاریخ نشان می دهد که همین مقطعی که شما در استان فارس دانشجو بودید، از یک طرف جو مبارزانی بزرگان شیراز قبل از انقلاب مثل بزرگان چون آیت ا... دستغیب و بزرگانی دیگر و از طرف دیگر آن جوی که رژیم پهلوی می خواست در شیراز غالب کند مانند جشن هنر و جشن های 2500 ساله که زرتشتی بازی و اوستا و...که در شیراز بود یک حال و هوای خاصی به شیراز می دهد. از همان زمان از فعالیت هایی که اگر دانشجویان داشتند اگر مطلبی خاطرتان هست ذکر فرمائید. ارتباط با کانون های مبارزاتی در دانشکده پزشکی بود ؟

رژیم در شیراز زمینه خاصی برای بعضی از اقداماتشان فراهم کرده بود. این به دلیل خود شیراز و آب و هوای معتدلش و جو آرام و وجود بعضی از مکان ها مثل پرسپولیس و پاسارگاد و حافظ و سعدی و... در مقابل ما در شیراز استوانه های بزرگی داشتیم مانند مرحوم آیت ا... دستغیب، مرحوم آیت ا... ربانی از روحانیون مبارزاتی بودند، آیت ا... ربانی از مبارزین بزرگ و اسطوره مقاومت در زندان بود.

آیت ا... حائری بودند اخوی همین امام جمعه. حضرت آیت ا... شیخ بهاالدین محلاتی هم بودند که ایشان از مراجع تقلید بودند و از علما بزرگ ساکن شیراز بودند  که در زمان حمله انگلیسیها، اسلحه برداشته و در مقابل انگلیسیها با اسلحه مبارزه کردند.

در جریانات دانشجویی هم یک قشر خاصی از دانشجویان با روحانیت ارتباط داشتند قاعدتا خیلی از اموراتشان را با روحانیت هماهنگ می شدند. جریاناتی که با روحانیت ارتباط داشتند خط امام را بعدها انتخاب کردند آنهایی که از جریان روحانیت بریده بودند خیلی راحت بعداً موضع گرفتند و اولین اختلافاتشان با تشکیل حزب جمهوری اسلامی شروع شد و چون اینها خط داشتند با روحانیت، خودشان را جدا کردند و به آن مشکلات گرفتار شدند. کانونهای دانشجویی هم در کنارکانونهای دیگر فعال بودند. از جمله دانشکده پزشکی ما در بحبوحه انقلاب خیلی فعال بودند. یکی به دلیل اینکه ما دانشجوهای پزشکی فعالی داشتیم و دومی اینکه برخلاف دانشکده های دیگری که خیلی پراکنده بودند، دانشکده پزشکی درست وسط شهر بود. بخاطر این دانشکده پزشکی کانون شد و دانشجویان دانشکده های دیگر برنامه هایشان را آورده و در دانشکده پزشکی اجرا می کردند.

محل دانشکده پزشکی نسبت به دانشکده های دیگر فنی و کشاورزی و ادبیات محل مناسبی بود درست در مرکز شهر و به همین دلیل محور فعالیت دانشجویی بخصوص در حرکت ها و تظاهرات دانشجویی بود.

آقای دکتر می رسیم به مقطع پیروزی انقلاب و مقطع انقلاب فرهنگی که دانشگاه ها تعطیل بود فکر می کنم شما ادامه تحصیلات پزشکی را بعد از انقلاب انجام دادید یا نه؟

پس از پیروزی انقلاب اسلامی من 7 سال دوره پزشکی را گذرانده بودم و همانطور که عرض کردم دوره پزشکی در دانشگاه شیراز 8 سال بود بنابراین سال آخر بنده بود.

ولی پس از پیروزی انقلاب خیلی کسی به فکر درس و مشق نبود- جریان انقلاب بود و بیشتر دانشجویان که با انقلاب بودند دغدغه انقلاب داشتند فکر می کردند کجا باید انقلاب را کمک کنند- نهادهای انقلاب تشکیل شده و خلاصه عده ای به جهاد سازندگی کمک می کردند- عده ای در سپاه مشغول شدند افرادی که در واقع با امام بیعت کرده بودند کسی به فکر ادامه تحصیل نبود البته عده ای هم موضوع را رها کرده و به فکر ادامه زندگی خود شدند.

کم کم مشکلات بعد از انقلاب شروع شدند غائله خلق عرب- غائله ترکمن صحرا- غائله کردستان در دانشگاه ها هم این گروه ها فعال شدند- در خود دانشگاه ها دفتر و تشکیلات درست کردند و البته حضرت امام(ره) در اسفند ماه 1357 دستور پایان اعتصاب و ادامه کار ها را دادند و حتی کلاس های درس دانشگاه شروع شد. اما جریان سیاسی بخصوص مخالف شدت بیشتری در دانشگاه ها گرفت که به انقلاب فرهنگی خاتمه یافت.

آن وقت رئیس دانشکده ها هم عوض شده و اساتید طاغوتی فرار کرده بودند؟

البته جریان انقلاب طوری بود که خیلی از اساتید و حتی مسئولین دانشگاه در این اواخر به حرکت انقلاب پیوسته بودند. مثلاً همین رئیس دانشکده پزشکی شیراز آقای دکتر صدر در این اواخر در جلوی تظاهرات دانشجویان پزشکی حضور پیدا می کرد و در واقع به حرکت انقلاب پیوسته بود- خاطرم هست رئیس گروه فارما کولوژی فرد جوانی بود معروف بود که از نزدیکان فرح پهلوی است ولی همین فرد رسماً در تظاهرات دانشجویی شرکت می کرد و در کنار دانشجویان بود.

چه شد بعد از انقلاب به سپاه رفتید شما که انترن پزشکی بودید و سپاه شیراز از کی تشکیل شد؟

در شیراز هم همان اواخر 1357 سپاه تشکیل شد- البته من اول به سپاه نرفتم، اما چون می دانستم که سپاه نیروی ویژه انقلاب است با آنها همکاری می کردیم تا اینکه غائله کردستان و موضوع محاصره پاوه پیش آمد و امام (ره) دستور قاطع بسیج مردمی برای حال موضوع پاوه را صادر فرمودند ما هم تعداد 40-30 نفر بودیم خود را به سپاه پاسداران شیراز معرفی کردیم و همراه با عده ای از سپاه شیراز به کرمانشاه اعزام شدیم.

در کرمانشاه مقری بود به نام ستاد عملیات غرب که ما خود را به آنجا معرفی کردیم و پس از چند روز گروه شیراز به کرند غرب نزدیک اسلام آباد غرب اعزام شدیم حدود یک هفته در آنجا مشغول پاکسازی شهر و اطراف بودیم که یک شب یک فردی از ستاد برای بازدید کرند غرب آمده بود و مشکلات را مطرح می کرد ولی گفت تعدادی از رزمندگان که مجروح شدند در یکی از بیمارستانهای شهر به طور مشکوک شهید شدند احتمالاً کار عناصر نفوذی است و خلاصه دوستان شیراز هم من را معرفی کردند که این پزشک است و همان شب مرا به ستاد عملیات غرب برگردانده اند و در قسمت بهداری ستاد مشغول بکار شدم. عده ای هم از تهران و شهرستانها بصورت تیم پزشکی داوطلبانه آمده بودند- از جمله شهید دکتر سید مرتضی قاضی آقای دکتر بیگدلی و خلاصه عده ای از افراد کادر پزشکی مجروح شدند مثل اینکه بعضی از عناصر رفته بودند در بیمارستان کرمانشاه بعضی از رزمندگان را شهید کرده بودند. خود بچه های شیراز گفته بودند که این آقا (بنده) پزشک است و بدبختی ما از همان جا شروع شد. ایشان هم شبانه من را برداشت و از کرند غرب به کرمانشاه آورد. گفتم که انترن هستیم گفتند که حالا دکتر که هستی برداشت آورد ما را، آمدیم آنجا یک دفتری بود به اسم دفتر بهداری، 7-8 تا نیرو بود که 3-4 تا پزشک بودند بقیه اش پرستار. کسانی که آنجا بودند و کمک می کردند شهید دکتر قاضی بود آقای دکتر بیگدلی بود.خدا حفظش کند. بچه ها داوطلب از اطراف کشور آنجا آمده بودند. چون همیشه هر روز نیرو می آمد نیروهای تازه نفس. جاهای مختلف کرستان درگیری بود تقریباً ستاد جنگی بود.

بعداً به ما گفتند در سر دشت یک عده ای مجروح شدند راهها همه بسته است اینها ماندند چه کنیم. این مجروحین به خاطر عدم وجود پزشک، شهید می شوند. همه جمع شدیم، شدیم دو تا ماشین، 8 نفر نیرو، در دفتر بهداری هرچی دارو بود گذاشتیم پشت ماشین رفتیم به طرف سردشت حرکت کردیم، هرچه در کرمانشاه که خلاصه قبل از حرکت خیلی تلاش کردیم  با هلی کوپتر بریم به ستاد نامه نوشتیم گفتند نداریم. راه افتادیم شهرهای بانه و سقز را رد کردیم تا رسیدیم به مهاباد. آنجا رفتیم سپاه  و خودمان را معرفی کردیم و گفتیم که ما باید هر جور شده برویم . سردشت اما اطلاعات درستی نگفتند یکی می گفت جاده بازاست  یکی می گفت جاده باز نیست. هر دوتا هم درست می گفتند چون بعضی از گروه ها که کمین می خوردند، می گفتند جاده بسته است و بعضی از افراد که کمین نمی خوردند می گفتند که جاده بازاست! در واقع عناصر ضد انقلاب در جاده مستقر بودند و بعضی افراد حمله می کردند و بعضی وقت ها کاری نداشتند.

از ارتش سئوال کردیم آنها هم همین را می گفتند بعضی ها می گفتند باز و بعضی ها بسته. تقریباً غروب بود که از مهاباد به سردشت حرکت کردیم

من و دکتر قاضی هم رئیس دو تا تیم پزشکی بودیم. نزدیک های مغرب به یک دو راهی رسیدیم که توسط دمکرات ها کمین خوردیم ما خوب توجیه نبودیم دیدیم کنار جاده ماشین ها را می گردند فکر کردیم اینها کردهایی هستند که در مهاباد کمک می کردند اسمشان جوانمرد بود در خدمت نظام بودند. دیدیم خیلی قیافه موجهی هم دارند اسلحه دستشان هست به دروغ گفتند که ما جوانمرد هستیم بعد ما را محاصره کردند و گفتند ما حزب دمکراتیم گفتیم با ما چه کاری دارید؟ گفتند باید بریم حزب. چند تا از بچه های ما هم مسلح بودند ژ3 داشتند منتها اینها خیلی عادی صحبت  می کردند فرصت درگیری نبود اما در حین این که صحبت می کردند که باید بریم حزب یک دفعه  ای از چهار طرف به طرفمان تیر اندازی کردند. دکتر قاضی گفت چون من ریش سفیدتر از همه هستم من می روم با اینها صحبت کنم ببینم حرف حسابشان چیست؟

شما گروه پزشکی هستید نباید با شما کاری داشته باشند. دوتا از تکنسین ها را برداشت رفت ما هم ندیدیم چون رفت جایی که پیچ و خم داشت، یه دفعه ای صدای رگبار آمد ظاهراً شهید قاضی را همان جا شهیدش کرده بودند. به ما حمله کردند اول با یک تفنگ 106 زدند سقف آمبولانس ما را از بین بردند به یک تاکسی باری که سقف ندارد تبدیل شد. بعد هم ما را دستگیر کردند دو تا از بچه ها را شهید کردند و شبانه ما را چند ساعتی تو جاده بردند نمی دانستیم هم کجا می برند. ما را بین سر دشت و مهاباد داخل مقر، توی بیابان ها بردند ،آنجا مقر حزب دموکرات بود حالا این خیلی طولانی است داستانش.

 یک مدتی هم کردستان بودم اواخر سال 58 من از کردستان آمدم. مرحوم مهندس رجبعلی طاهری که خدا رحمتش کند از مبارزین بزرگ شیراز بود و بنده از قبل از انقلاب با ایشان ارتباط داشتم نماینده مجلس شده بود می خواست برود مجلس، اسم ما را داده بود ما فکر نمی کردیم بگویند که ما بیاییم تو سپاه، ایشان زنگ زد که شما بیایید سپاه گفتم برای چه ؟ گفت  میخواهم بروم شما بیایید جانشین من باشید. 15-10 روز در سپاه جانشین آقای طاهری بودیم. انتخاب فرمانده سپاه هم آن موقع این طور بود که یک گروهی بودند که صلاحیت ها را بررسی می کردند.

تماس گرفته و گفتند که حکم فرماندهی سپاه استان فارس را از آقای عباس دوزدانی فرمانده وقت کل سپاه. مدل حکم ها هم این طور بود که یک حکم می دادند شورای فرماندهی سپاه فارس، فرمانده و مسئول واحد ها و مسئول روابط عمومی ، ما را به عنوان فرمانده انتخاب کردند .خیلی در فارس مشکل داشتیم ابتدا دوتا مشکل اساسی و عمده در شهر داشتیم یکی بحث گروه های ضد انقلاب و مجاهدین خلق و دومی هم خوانین فارس بودند. سه گروه خان داشتیم: خوانین قشقایی، خوانین کشکولی و خوانین ضرغامی. هر کدام یک قسمت هایی از استان را گرفته بودند. برای خودشان حکومت تشکیل داده بودند. مسلح بودند. ظاهرا ادعا می کردند با نظام مشکلی نداریم اما ما می دانستیم عمدتا با بچه حزب اللهی ها درگیری دارند و برای خود زندان دارند. یک عده از مسئولین هم می گفتند که با اینها راه بیایید این ها خدمتگذارند.کم کم توی فیروز آباد وسط میدان شهر اصلا امنیت نبود مثل کردستان. مشکل بزرگ ما این بود که  فرمانده سپاه عوض شده بود و او هم با دارودسته بنی صدر بود

آقای ابوشریف ( فرمانده وقت ) طرفدار خوانین بود. برای اینکه این غائله را ختم بکنم با محسن رضایی (مسئول وقت اطلاعات سپاه) هماهنگ کردم  ایشان خیلی فعال بود، یک سپاه در فیروزآباد درست کردیم. اینها اصرار می کردند که نباید در فیروزآباد سپاه درست شود. چون ما در کردستان تجربه کرده بودیم، اصرار کردیم که باید در فیروزآباد سپاه درست شود. اگر سپاه از کردستان بیرون می آمد به این راحتی کردستان را نمی شد پس بگیریم. ما بالاخره سپاه را تشکیل دادیم رئیسش را هم یکی از بچه های پزشک گذاشتیم خدا رحمتش کند نامش دکتر آئین بود آدم زجر کشیده ای بود. بدون مقدمه یک روز یک گروه پاسدار که آموزش داده بودیم به فیروز آباد فرستادیم. ما یک سپاه عشایر هم تشکیل داده و درگیری هایی در شهر داشتیم تعدادی شهید شدند خوانین  به کوههای اطراف پناه برده بودند. بالاخره ما شهر را از شر خوانین آزاد کردیم و مردم به استقبال آمدند.

 گوسفند سر بریده بودند. به بچه های سپاه غذا می دادند. منظورم یکی از مشکلات همین خوانین بودند که خیلی کار داشت. گروههای مخالف بود مثل چریک فدائی ها، جنبش مسلمانان مبارز و مجاهدین خلق تو این شلوغی ها جنگ هم شروع شد.

یک دفعه دیدیم عراق حمله کرد. باید به جبهه هم نیرو می دادیم. تو این مدت که فرمانده سپاه استان بودم بعد سپاه را منطقه ای کردند و به بنده حکم دارند فرمانده سپاه استان فارس، بندر عباس، کهکیلویه و بویر احمد. تا اینکه آقا محسن بعد از ابو شریف و آقای مرتضی رضایی، فرمانده شد. آقا محسن یک ابتکار به خرج داد همه فرمانده های مناطق را به تهران دعوت کرد. آنهایی که فکر می کرد خوب در استانها کار کردند. طبق قانون باید شورای عالی، سیاست کل سپاه را می ریخت. فرمانده سپاه باید سیاست شورای عالی را اجرا می کرد. بنده را از فارس آورد، شمخانی را از اهواز آورد، سالک را از اصفهان آورد، مقصودی را از تبریز آورد که مسئول بازرسی کرد تا آنجایی که من یادم هست. عملاً شورای عالی را از مناطق جمع کرد. می گفت که اشخاصی که تجربه منطقه دارند در شورای عالی باشند . بعد در تهران یک مدت عضو شورای عالی بودیم و مسئول پرسنلی سپاه شدیم که واحد پاسداران می گفتند که بهداری زیر نظر آن واحد پاسداران بود. آن موقع پاسداران، کارگزینش داشت، ارزیابی داشت، بهداری داشت، پذیرش داشت، تعاون و گزینش هم داشت ما را مسئول امور پاسداران کردند. بعد وزارت سپاه تشکیل شد. ابتدا شورای عالی مخالفت می کرد فکر می کردند سپاه می خواهد دولتی بشود بعضی از مسئولین هم می گفتند این طور نیست بالاخره تصویب شد وقتی تصویب شد خودآقایان می گفتند که از خود بچه های سپاه وزیر را بگذاریم به دلیل این که وزارت را ما گذاشتیم سپاه را پشتیبانی بکند آقای رفیق دوست را که مسئول پشتیبانی سپاه بود، وزیر گذاشتند. آقای محسن رفیق دوست گفتند که از بچه های قدیمی سپاه، بیاند بریم وزارت سپاه را راه بیندازیم. بنده را از پرسنلی و آقای زرگر و آقای مسعود حجاریان که مهندس بود و چند نفر دیگر را برد  و وزارت سپاه را تشکیل دادیم . وزارت با یک مصوبه قانونی راه افتاد. بنده یک مدت وزارت بودم. رابط وزارت با مجلس بودم. تا اینکه در سال 63 از وزارت آمدم بیرون و رسماً بهداری از پرسنلی مجزا شد و بنده سال 63 ، مسئول بهداری سپاه شدم تا یکی و دو ماه بعد از پذیرش قطع نامه مسئولیتم ادامه داشت.

آقای دکتر دوره تخصص را کی شروع کردید؟ 

در سال 60 دوره اینترنی را در بیمارستانهای امیر اعلم، بیمارستان امام، بیمارستان بهرامی ادامه دادم. از دانشگاه شیراز نامه آورده بودم که اجازه بگیرم اما چون مسئول بهداری سپاه بودم اجازه نمی دادند کارم را رها کنم. چند بار دانشگاه در این مدت به بنده اخطار دادند که اگر نیایید  تحصیل شما کن لم یکن می شود. چون مسئول بهداری سپاه بودم اجازه نمی دادند .

از نماینده ولی فقیه در سپاه پرسیدم اما اجازه نمی دادند. خوب ما هر وقت فرصت پیش می آمد و خلوت می شد 2ماه، 2ماه می رفتیم مثلاً بخش داخلی را در بیمارستان امام گرفتم و گذراندم به همین منوال دوره اینترنی را گذراندم و پزشکی تمام شد. رفتم شیراز دوره تخصص جراحی امتحان دادم قبول شدم سال 63 مصاحبه هم کردند گفتند نباید بروی. ما هم گذاشتیم کنار. یک قانونی بود کسانی که در جنگ مسئولیت داشتند قبولی شان باید حفظ شود. یک قانونی دیگر آمد گفتند مدیران بعد از جنگ می تواند هر رشته تخصصی که می خواهند برند بخوانند. چون رشته جراحی علاقمند بودم گذاشتم 2 ماه بعد از پذیرش قطعنامه. رفتم شروع کردم جراحی را خواندم به مدت 6 سال، 4سال جراحی و 2سال فلوشیپ جراحی عروق در دانشگاه شهید بهشتی و بیمارستان شهدای تجریش. در سال 73 فارغ التحصیل شدم.

مدل آموزشی دستیاری مانند الان بود یا فرق داشت؟

خیلی شبیه الان بود. خصوصا در بیمارستان شهدای تجریش که دکتر کلانتر مدیریت خیلی خوبی در این ماجرا داشت.

به نظر شما دانشجوهای امروز با دانشجوهای دوران شما چقدر تفاوت کرده اند؟

طبیعی است که فرق کرده، چون جامعه فرق کرده است . الان دانشجویان متعهد انقلابی خیلی بیشترند  و اما آن موقع درصد کمی از دانشجویان اهل نماز و روزه بودند و  تعدادشان  بسیار کم بود

الان در بین دانشجویانی که دانشگاه می آیند، درصد بالایی متعهد هستند. الان به نظر من جو دانشجویی خیلی سالم تر از آن وقت است .. الان دانشجویان فعال قابل توجه هستند حتی فراکسیونهای مخالف هم هستند بالاخره دانشجویان فعال هستند، بالاخره مسیرشان مورد اشکال است. آن موقع درصد دانشجویان درگیرمسائل سیاسی هم  خیلی کم بودند. زیر 10درصد،  یک درصدی هم که اهل دین و نماز و روزه بودند اما خیلی فعال سیاسی نبودند و آنهایی که فعالیت سیاسی داشتند همه مقید به مسائل شرعی دین نبودند اما الان قابل توجهی از دانشجویان مقیدند. این حاصل انقلاب است. ثمره خون شهداست. جو دین حاکم در جامعه است.

به نظرم الان جو بهتر شده، زمینه کاری برای دانشگاه بهتر شده، اگر خوب سازماندهی شود و خوب کار فرهنگی شود قاعدتاً محصولات بیشتر می شود آن زمان اگر ما یک پزشک متخصص متعهد پیدا می کردیم و خیلی خوشحال می شدیم که توانستیم فردی را  پیدا کنیم که متخصص هست و نماز هم می خواند.

مثلا وقتی فهمیدیم استاد آناتومی ما قبل از انقلاب اهل نماز است  خیلی خوشحال شدیم. رفتیم به او گفتیم که این مرده ها که می خواهیم تشریح بکنیم اینها غسل می خواهد ولی  می گفت که نمی خواهد. می گفت که ما اینها را داخل حوض فرمالین می اندازیم می شود غسل. نمی دانست و اصلا مسائل را بلد نبود که غسل حساب و کتاب دارد. و ما سه و چهار نفر بودیم با یک بدبختی توانستیم هزارتا درو پیکر را بهم زدیم تا 12 مرده که می خواستیم تشریح بکنیم  و غسل دادیم  و نماز میت خواندیم و غسل دادیم که ما می خواهیم ساعتها با آنها کار بکنیم، نکند دستمان بخورد غسل مس میت واجب شد. استادمان اصلاً بلد نبود این حالا نماز خوانش بود نمی دانست غسل مس میت چیست؟ الان شما ببینید الان بین جراحان و  متخصصین ما بسیار افراد متعهد داریم خیلی علمی هم هستند ما فرهیختگان علمی زیاد داریم تو همه رشته ها متخصصان متعهد داریم باعث خوشحالی است اول انقلاب اینطور نبود. انقلاب که شد این خبرها نبود برای نمونه بگیریم که وقتی نظام پزشکی تصمیم گرفت اعتصاب کند درست اوج جنگ بود. من آن وقت مسئول بهداری بودم سعی کردیم این اعتصاب را بشکنیم تا جایی که خاطرم هست  غیر از بیمارستان نجمیه که زیر نظر سپاه بود همه روسای بیمارستان ها در اعتصاب شرکت کردند حتی بیمارستان های نهادهایی بنیاد شهید. همین جو حاکم بود من آن روز بیمارستان اعلم، پشت پیجر مخالفت شان را اعلام می کردند اینقدر جو دستشان بود. رسما اهانت می کردند. به مسئولین انقلاب ناسزا می گفتند . جو، جو خوبی نبود. الان الحمد لله جو اینطوری نیست. مسئولین شما، روسای دانشگاه شما، رئیس دانشگاه های شما و مسئولین کشور همه و همه آدم های متعهدی هستند. مسئولین بیمارستان ها، پرستارهای شما، بحمدا... متعهد هستند. در جریان فتنه حتی خیلی تلاش کردند مراکز درمان تعطیل شود  اما هیچ بیمارستانی اعتصاب نکرد . همه تعهد دارند. فقط الان که مشکلات بعد از فارغ التحصیلی و مسائل مادی مطرح است که کسی اگه این سم مهلک را درمان نکند مثل ویروس افتاده است  به جان جامعه پزشکی ما و خیلی از فارغ التحصیلان خوب ما را آلوده کرده است.

اگر موافقید اختتامیه این بحث را با یک خاطره به یادماندنی از دفاع مقدس داشته باشیم.

در دوران دفاع مقدس یک شب رفته بودیم برای بازدید از بیمارستان خاتم الانبیاء (بیمارستان صحرایی) سه راه جفیر. دیروقت بود خدا رحمت کند شهید رهنمون. رئیس این بیمارستان بود.  شب دیروقت که شد وقتی صحبت مان تمام شد، یک ساعتی با من جدا صحبت کرد چون قبلا بیمارستان نجمیه بود و منمسئولش بودم با من راحت بود. یک سری نگرانی هایی داشت. دیروقت شد رفتیم در سنگر مسئول بیمارستان (شهید دکتر رهنمون) برای اسراحت. چند اتفاق جالب افتاده یکی نصفه های شب دو نفر آمدند که ما محوطه بیمارستان جا گیرمان نیامد. آمده ایم اینجا بخوابیم و آنجا هم افرادی که در سنگر بودند غر زدند که اینجا برای خودمان هم جا نیست که بالاخره جوری جا باز کرده و خوابیدیم. یک اتفاق دیگری که افتاد  حوالی سحر بود که هنوز اذان نگفته بودند یک نفر سرش را کرد داخل سنگر و گفت که یکی از فرماندهان در قرارگاه مریض شده  یک دکتر  برود  برای ویزیت .

. یکی از پزشکان با آمبولانس رفت. پس از اذان صبح افراد وضو گرفتند و شروع به نماز جماعت کردند .آن حوالی انفجاری شد ، ظاهراً خمپاره ای زدند که نماز جماعت به هم خرددر همان حال. شهید رهنمون وضو گرفته بود وارد سنگر شد  نماز نخوانده بود گفت که بیرون یکی از سنگرها را زدند بچه ها مجروح شدند سریع نماز ها را بخوانید بریم کمک. افرادی  نماز خواندن را حالا دیگه هرکس یک جا نماز می خواند یکی تند می خواند یکی کند ،  وسط های نماز بود که یک دفعه انفجار مهیبی  اتفاق افتاد معلوم نشد که سنگر چی شد شهید رهنمن ظاهراً در حالت ایستاده شهید شده بود اون دو نفر که شب به روز  آمدند تو و خوابیده بودند و ما حتی  نمی دانستیم نامشان چه بود هر دو شهید شده بودند.

 شهید مهدی خدا پرست هم همانجا شهید شد. برخی هم هم جراحت های شدید برداشتند و تقریباً سنگر در هم پیچیده شده بود بهم. آن موقع هم سنگرها خیلی سنگرهای محکمی نبودند. شهید رهنمون که دغدغه رسیدگی به مجروحین را داشت فکر کنم جزء اولین شهدای علم و سنگر بود که شهید شد. خدا رحمتش کند.

آقای دکتر سازمان بسیج دانشجویی برای بسیج دانشجویی استان تهران می خواهند یک قرار گاهی تشکیل بدهند اختصاصی علوم پزشکی ها. حالا می خواند اسمی را برای این قرارگاه  انتخاب بکنند چه پیشنهادی دارید؟ بین شهدای عرصه علوم پزشکی کدام را پیشنهاد می دهید؟

یادتان باشد آن چیزی که در عرصه شهدای عرصه علوم پزشکی مغفول مانده این است که یکسری از دانشجویان پزشکی کار درمان را رها کرده و رفتند دنبال کارهای دیگر ، مثل شهید مجید بقایی که فرمانده سپاه شوش بود. فرمانده بود و می جنگید.

 خیلی از اینها را داشتیم. من به ذهنم شهید بقایی آمد چون در جبهه خودم ایشان را دیدم. از دانشجویان پزشکی پیدا کنید که آمدند در جبهه و  کار پزشکی نمی کردند و  بعنوان امدادگر و مخلصانه شهید شدند. یکی از این شهدای گمنام را پیدا کنید که تکراری نباشد. شهید رهنمون الحمد ا... خیلی مکان ها نامش هست. یکی از بچه های گمنام را پیدا کنید آنهایی که مخلصانه آمدند بهترین جایی که می توانید بپرسید از سازمان بسیج جامعه پزشکی است . دکتر عراقی زاده هم اطلاعات خوبی دارد ازایشان هم بپرسید.

با سپاس از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

  

**********************

از سوی وزارت بهداشت، دانشگاه بقیه الله (عج) قطب ترومای کشور معرفی گردید

دکترسید مسعود خاتمی رئیس قطب تروما شد


 

گروه خبر: دکتر سید مسعود خاتمی با حکم  دکتر اصلانی ریاست دانشگاه به عنوان رئیس قطب علمی آموزشی تروما منصوب شد .

شایان ذکر است تولیت قطب علمی آموزشی تروما بر اساس ابلاغیه وزارت بهداشت در چندی قبل به دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج) محول گردیده  و بناست قطب علمی تروما به عنوان مرکزی پیشرو در عرصه آموزش ،ارتقاء سلامت و احراز مرجعیت علمی در حوزه علوم تروما در سطح کشور و منطقه حرکت کند.

بر این اساس جلسات هم اندیشی مراکز تحقیقاتی تروما با تولیت قطب چندی است در دانشگاه برگزار می گردد و تا کنون دو جلسه در این راستا برپا شده است و بر اساس آخرین اخبار سمینار دو روزه تروما در بیمارستان امام حسین (ع) اهواز در اوایل اسفند ماه سال جاری توسط قطب تروما و مراکز تحقیقاتی و دانشگاه علوم پزشکی اهواز و جامعه جراحان ایران برگزار خواهد شد.

از سوابق علمی و اجرایی دکتر سید مسعود خاتمی می توان به : معاون بهداری سپاه ، ریاست دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج) ، ریاست جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران ، عضو شورای مرکزی بسیج جامعه پزشکی کشور ، مدیریت گروه جراحی ، مدیر گروه طب اورژانس دانشکده پزشکی و استاد تمام گروه جراحی اشاره نمود.

*******************

سخنرانی عضو کمیته راهبردی قطب تروما در محضر رهبر انقلاب        

                                          وحدت فرماندهی در مدیریت بحران ضروری است                                             و

 

 

 

صدها نفر از استادان دانشگاه‌ها عصر روز 11 تیر در دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی به هم‌اندیشی و تبادل نظر در زمینه‌های علمی، دانشگاهی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پرداختند.

در ابتدای این نشست که بیش از 2 ساعت به طول کشید، 7 نفر از استادان دانشگاه‌ها، دیدگاه‌های مختلف خود را بیان کردند. که در این راستا دکتر شهرام علمداری دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و فوق تخصص غدد و متابولیسم، و عضو کمته راهبردی قطب تروما محورهای مهمی شامل دغدغه‌ها و پیشنهاداتی در زمینه در حوزه‌های سلامت، علم و فناوری، اورژانس، مدیریت بحران و پدافند غیرعامل، الگوهای مدیریتی وارداتی، طرح تحول سلامت وزارت بهداشت، راهکار مرجعیت علمی جهانی و سیاست‌های کلان جمعیت را در محضر رهبر معظم انقلاب تشریح کرد. که متن کامل آن  به شرح ذیل است.

مبحث 1- موضوع اورژانس، مدیریت بحران و پدافند غیرعامل:

ابراز تشکر از مقام معظم رهبری به دلیل پیگیری‌ها و حمایت‌های همه جانبه از موضوعات مدیریت اورژانس، مدیریت بحران و پدافند غیرعامل، که باعث شکوفایی علمی و اجرایی این مسائل در کشور گردید. شرایط حادثه خیز بودن کشور از نظر حوادث و بلایای طبیعی و شرایط بحرانی منطقه ایجاب می‌کند که به این موضوعات اهمیت بیشتری داده شود.

پیشنهاد اجرایی 1- ماده مستقلی در برنامه ششم توسعه به وحدت فرماندهی پدافند غیرعامل و مدیریت بحران کشور اختصاص داده شود، چون تشتت فرماندهی در این دو موضوع راهبردی، به صلاح کشور نیست.

مبحث 2- مصون سازی کشور در برابر همه انواع تهدیدات:

نگاه و رویکرد مقام معظم رهبری در مورد پدافند غیرعامل به عنوان عامل مصون سازی کشور در برابر همه انواع تهدیدات باعث شد که مطالعه ای در زمینه سیستم ایمنی و دفاعی بدن انسان به عنوان اشرف مخلوقات انجام شود که یک معماری راهبردی 7 لایه ای برای سیستم دفاعی بدن انسان شناسایی شد که شاید از نظر نظام‌های دفاعی بشری نظیری نداشته باشد.

پیشنهاد اجرایی 2- مطالعات بین رشته ای کاربردی برای نظام سازی‌های گوناگون با الگوی معماری راهبردی در کشور مورد تشویق قرار گیرند. 

مبحث 3- الگوهای مدیریتی وارداتی به کشور:

متاسفانه بررسی‌ها نشان می‌دهد که بعد از ابلاغ سند چشم انداز و سیاست‌های کلان نظام در حوزه‌های مختلف کشور از جمله اقتصاد، سیاست خارجی و داخلی، سلامت، آموزش و پرورش، تحقیقات و فناوری، انرژی و غیره، که مبنای آنها رویکرد توحیدی و حکمت محور است (هم حکمت نظری و هم حکمت عملی)، تدوین برنامه‌های راهبردی و عملیاتی و همچنین، رصد راهبردی برنامه‌ها تا رسیدن به اهداف سند چشم انداز، دچار مشکلات زیادی است. از جمله این مشکلات می‌توان به عدم تداوم برنامه ریزی تا تولید سند رصد و پایش کمی اجرای برنامه و یا خارج کردن برنامه از ریل اصلی خود یعنی حذف نگاه توحیدی حاکم بر برنامه با استفاده از الگوهای وارداتی مدیریتی، اشاره کرد.

پیشنهاد 3- الگوی معماری راهبردی مقام معظم رهبری (از حکمت و دکترین تا رصد راهبردی) تبدیل به یک سند ملی شده و در اختیار دستگاه‌ها قرار گیرد تا همه دستگاه‌های کشور بتوانند با استفاده از این الگو، رویکرد حکیمانه تری در مدیریت اجرایی کشور داشته باشند.

مبحث 4-  سیاست‌های کلان نظام سلامت:

امسال، سال میمون و پُربرکتی برای نظام سلامت بود چون سیاست‌های کلان نظام سلامت کشور که در نوع خود بی‌نظیر در جهان است، توسط مقام معظم رهبری، ابلاغ شد. نگاه توحیدی به سلامت، سلامت همه جانبه (سلامت جسمی، سلامت روانی، سلامت اجتماعی و سلامت معنوی)، تقدم پیشگیری بر درمان و مرجعیت علمی جهانی در حوزه سلامت با احیای طب ایرانی اسلامی، روح حاکم بر این سیاست‌ها هستند.

پیشنهاد 4- لازم است که با الگوی معماری راهبردی مقام معظم رهبری، شاخص‌های دقیق، کمی و قابل اندازه گیری این سیاست، استخراج شود و سند رصد و پایش کمی اجرای برنامه سلامت در وزارت بهداشت تدوین شود. آموزش و ارزیابی تمام مدیران حوزه سلامت نیز توسط همین رصدخانه کلان مدیریت نظام سلامت انجام شود. حتی آینده نگاری نظام سلامت نیز برمبنای این شاخص ها امکان پذیر خواهد شد.

هدف کلی این پیشنهاد، ممانعت از خارج شدن نظام سلامت از رویکرد توحیدی در سلامت، سلامت همه جانبه، تقدم پیشگیری بر درمان و مرجعیت علمی جهانی در حوزه سلامت است.

مبحث 5- طرح تحول سلامت وزارت بهداشت:

از اردیبهشت امسال، طرح تحول سلامت وزارت بهداشت با هدف کلان کاهش هزینه سلامت برای بیماران و از بین هر رنجی به جز رنج بیماری در بیمارستان‌های کل کشور شروع شده است. با توجه به توانمندی که در مدیران نظام سلامت دیده می‌شود، این طرح انشاءالله بسیار موفق خواهد بود ولی دو خطر احتمالی باید مورد دقت نظر باشد:

1- توجه بیش از حد به موضوع درمان باعث غفلت از شبکه بهداشت و درمان کشور که حاصل تلاش استاد بزرگوار دکتر مرندی و همه وزرای پیشین بهداشت بوده است، نشود چون خلاف سیاست‌های حاکم بر نظام سلامت کشور که همانا تقدم پیشگیری بر درمان است می‌باشد. اگر شبکه بهداشتی کشور تضعیف شود، هر روز به تعداد بیمارستان‌های کشور افزوده خواهد شد چون توسعه یافتگی نظام سلامت، تبدیل بیمارستان‌ها به مراکز سلامت و پیشگیری است نه توسعه بیمارستان‌ها.

2- خطر دوم، حذف یا کاهش بودجه‌های پژوهش در حوزه سلامت است که ضربه‌های سنگین و جبران ناپذیری به تولید علم و فناوری کشور در حوزه سلامت خواهد زد. حوزه پژوهش می‌تواند در رصد مشکلات طرح تحول سلامت بسیار راهگشا باشد.

پیشنهاد 5- طرح تحول سلامت با رویکرد متعادل به همه بخش‌های حوزه سلامت از جمله بهداشت و پژوهش توجه کند. توجه به سند تحول نظام سلامت که در دوره وزارت خانم دکتر وحید دستجردی تدوین شده است، می‌تواند بسیار راهگشا باشد.

مبحث 6- راهکار مرجعیت علمی جهانی در حوزه علم وفناوری از جمله سلامت:

بعضی از صاحبنظران، رسیدن به مرجعیت علمی جهانی را برای ایران امری غیرممکن می‌دانند، چون عقب افتادگی امروز ما را خیلی شدید می‌دانند، ولی مطالعات ما نشان داده است که مشابهت زیادی بین وضع امروز علمی ما و وضع تاریخی دوران امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) وجود دارد و دکترین مکتب الصادق که مبتنی بر احیای حکمت است (هم نظری و هم عملی) تنها راه احیای تمدن نوین اسلامی -  ایرانی است. 

نظام آموزشی کشور ما بعد از تاسیس دارالفنون، از حکمت محوری به دانش محوری روی آورده است و فرزندان و جوانان ما دانشمندان بزرگی می‌شوند ولی حکیم نمی‌شوند. ما برای رسیدن به مرجعیت علمی جهانی به تربیت حکیم نیاز داریم: پزشک حکیم، استاد حکیم، مهندس حکیم، معلم حکیم، بازاری حکیم و خانواده حکیم. باید نظام آموزشی حکمت محور جانشین نظام آموزشی دانش محور شود تا مرجعیت علمی جهانی ما امکان پذیر گردد.

مرجعیت علمی جهانی در حوزه سلامت به راحتی امکان پذیر خواهد به شرطی که سه موضوع زیر در کشور کاملاً حل شود:

1- موضوع اول: در عرصه حکمت نظری، دانشی که امروز به فرزندان و جوانان ما در مدارس و دانشگاه‌ها آموزش می‌شود، کاملا سکولار است. فیزیک، شیمی، ریاضی، مهندسی و پزشکی ما غیر توحیدی هستند. چگونه است که کتاب قانون ابن سینا، به زیبایی توحید و نبوت و معاد و عدالت و امامت را در درون دروس پزشکی خود متبلور کرده است و خواننده کتاب احساس می‌کند که پزشکی توحیدی را با تمام وجود لمس می‌کند ولی ما فیزیک و شیمی و پزشکی را در کتاب‌هایی جدا، و معارف اسلامی را در کتبی جدا و از معلمی جدا می آموزیم.

چرا ما نتوانیم این امکان را برای فرزندان خود ایجاد کنیم که لذت درک کتب علمی توحیدی را با تمام وجود حس کنند. حکمت نظری چیزی به جز نظام شناسی توحیدی در هستی و کائنات نیست که همه علوم تدریس شونده در مدارس و دانشگاه‌ها دارای این نظام‌ها هستند ولی ما از فرصت‌های موجود، استفاده بهینه نمی‌کنیم.

2- مشکل دوم: در عرصه حکمت عملی که شامل مدیریت فردی، مدیریت خانواده و مدیریت جامعه با رویکرد توحیدی است، نیز هیچ قدمی برای فرزندان و جوانانمان برنداشته ایم که همین موضوع باعث شده است که آسیب‌های 21 گانه سبک زندگی ما ایرانیان توسط مقام معظم رهبری به عنوان سوالات کلیدی از دانشگاهیان بی‌پاسخ ماند.

3- مشکل سوم: زمانی که می‌خواهیم به فرزندانمان مدیریت فردی، مدیریت خانواده و مدیریت جامعه را یاد بدهیم یا می‌خواهیم علم مدیریت را در دانشگاه‌ها گسترش دهیم تا مشکلات کشور را در عرصه مدیریتی حل کنند (مثلاً MBA، مدیریت کیفیت، مدیریت پروژه، سیاستگذاری، آینده نگاری)، سریعاً به الگوهای وارداتی غربی رو می‌آوریم و از کتب بسیار پیشرفته حکمت عملی مانند اخلاق ناصری یا حکمت عملی ابن سینا استفاده نمی‌کنیم. الگوهای وارداتی مدیریتی مانند تنه بی سر هستند ولی حکمت عملی است که سر و تنه متناسب با هم را دارد و رویکرد توحیدی در آن موج می‌زند.

پیشنهاد 6- الگوی معماری راهبردی مقام معظم رهبری توسط یک کرسی علمی دانشگاهی مستند شود و به زبان ساده وارد کتب درسی شود و حتی در بازی‌های رایانه ای و بازی‌های میدانی فرزندان ما مورد استفاده قرار گیرد. نظام آموزشی حکمت محوری باید جایگزین نظام آموزشی دانش محور شود تا مرجعیت علمی جهانی را دوباره کسب کنیم.

مبحث 7- سیاست‌های کلان جمعیت

پیشنهاد 7- سخن آخر اینکه دغدغه جمعیت کشور زمانی به واقعیت‌های خود نزدیک می‌شود که وزارتین علوم و سلامت با رسانه ملی که امروز کارهای زیبایی را در عرصه جمعیت شروع کرده است، همکاری نزدیکی داشته باشند  تا انسجام و بنیان خانواده‌ها را تحکیم بخشند. دکترین اصلی در سیاست‌های کلات جمعیت، تحکیم بنیان و انسجام خانواده‌هاست که متاسفانه نقطه تهاجم دشمن در سال‌های اخیر است.

 

 

Skip Navigation Links
اخبار ورویدادها
سمینارها وکنگره هاExpand <a href='?ObjId=2462&PageId=2542'>سمینارها وکنگره ها</a>
درباره قطب
تماس با ما


تابلو اعلانات
آرشيو...

تعداد بازديد
تعدادبازديد 78745

لينکهاي مرتبط

مجلات علمي پژوهشي

مهمترین اخبار
آرشيو...

مقالات
دانلود خلاصه مقالات دومین کنگره مل... دانلود خلاصه مقالات دومین کنگره ملی تروما ارسال کننده:
قطب علمی آموزشی تروما
بازديد: 2922   1395/09/20
آمار کشته ها و مجروحان حوادث رانند... آمار کشته ها و مجروحان حوادث رانندگی شش ماهه اول 94 ارسال کننده:
قطب علمی آموزشی تروما
بازديد: 2410   1394/10/20
ویژه نامه مجله علمی تروما ویژه نامه مجله علمی تروما ارسال کننده:
قطب علمی آموزشی تروما
بازديد: 4087   1393/12/19
تروما در آینه آمار! تروما در آینه آمار! ارسال کننده:
قطب علمی آموزشی تروما
بازديد: 5605   1393/09/23
نگاهی گرافیکی به تلفات جاده ای در ... نگاهی گرافیکی به تلفات جاده ای در ایران و جهان ارسال کننده:
قطب علمی آموزشی تروما
بازديد: 4153   1393/08/25
Efficacy of Prehospital Spine and ... Efficacy of Prehospital Spine and Limb Immobilization in Multiple Trauma Patients ارسال کننده:
قطب علمی آموزشی تروما
بازديد: 3268   1393/06/30
آرشيو...


درباره ما | صفحه اصلی | گالري عکس | پرسش و پاسخ | تماس با ما|اخبار |نقشه سايت
© 2008 All rights Reserved. WWW.BMSU.Ac.Ir